زندگی من در #آلمان تلخی ها و شیرینی های زندگی را اینجا از نگاه من #تماشا می کنیم. گاهی مینویسم از من و #کولیت #کرون #IBD
کوله بار انسان
0 دیدگاه

کوله باری همیشگی
بر دوش انسان است
در آن شادی و غم در هم تنیده‌اند،
اگر دست در کوله‌بار او کنی عایدی چیزیست اغلب همراه با غم، رنج و حسِ ناکاملی از بودن.
این داستانِ همه کوله‌ها ست.
زیبا و ثروتمند در این قاعده یکسانند،
شاید این انتخاب آگاهانه همه ما انسانها باشد،
شاید زمین، مدرسه خاصی در بین کرات خداوند باشد،
شاید زندگی زمینی، انتخاب روح های شجاعی مثل انسان باشد که شجاعانه این زندگیِ همراه با رنج را برگزیده اند،
زیرا میدانستند که این رنج است که آنها را هشیارتر می کند و برای همه آنها هوشیاری،
هدفی بالاتر از خوشی‌های سطحی است.
روح هایی که بر ناکاملی پیکر و ذهنِ انسانی خود واقف اند،
برای همین انتخاب کرده اند که در زندگی، گذشت کردن را بیاموزند.
و برای گذشت کردن باید ابتدا رنج را چشید.
انسانها گویا می‌دانستند که وقتی رنجور باشند،
مهربان‌تر با خودند و با دیگران.
شاید او می‌دانسته که زخم به او قدرت درکِ زخم خورده ها را می‌دهد.
او به اندام های زخمیِ خود بیشتر توجه می‌کند.
پس زخمِ بیشتر که ناشی از رنجِ بیشتری از ناکاملی های زندگیست،
انسان را حساس تر و هوشیارتر می‌کند.
شاید به همین خاطر است که با درد نمی‌توان به خواب رفت،
فقط در بیداریست که درد را درمان می‌توان کرد.
شاید او می‌دانسته که دردها و رنج ها او را ترک نخواهند کرد،
ذاتِ رنج، عریان و سرخاب ناپذیر است.
اما این انسان است که با درک و فهمیدنِ آن، از رنجش گذر می‌کند.
و دیگر دچار آن رنج نخواهد شد.
هر رنج درسی در پی دارد، که باید آموخت،
رنجی که کهنه می‌شود و دردش کاسته نمی‌شود رنجیست که درک
و درسش گرفته نشده.
بیداری و تکامل ما در گروِ فهمیدن و درکِ این رنج هاست.
انسان در خلال این رنج ها، میرقصد و طلوع خورشید و دیدن زنبور روی شکوفه ها را جشن میگیرد.
و می‌داند که زندگی برای همه ما همراه با ناکاملی‌ها و رنج‌هایست در بین شکوفه ها و طلوعهای طلایی هر صبح.
متن: #وحیدبهروان
《اگر این مطلب را می‌پسندید، آنرا با نزدیکان خود سهیم شوید》
من در تلگرام:Yektamashagar
در وب: www.yektamashagar.com

دوست دارم دیدگاهتان را بدانم.

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای ضروری با * علامتگذاری شده اند.

27 − = 21