زندگی من در #آلمان تلخی ها و شیرینی های زندگی را اینجا از نگاه من #تماشا می کنیم. گاهی مینویسم از من و #کولیت #کرون #IBD
جویندگانِ راه درّوها
0 دیدگاه

یکی از بزرگترین نعمت‌های خدادادی
ساده لوح نبودن است.
بحثِ خدادادی یا اکتسابی بودنش بماند،
اما در زمانه‌ی من ساده لوح‌ها،


اصلی ترین بازنده‌ها هستند،
بازنده‌هایی که هیچ‌گاه نمی‌دانند مشکل از کجاست،
چرا که فکر می‌کنند همیشه راهی برای موفقیت، بدون سخت کار کردن،
راهی برای جذبِ فردی بهتراز خود، بدون تلاش در جهت توسعه فردی،
راهی برای لاغری، بدون تحمل گُشنگی،
راهی برای پولدار شدن بدون، سخت کوشی
و راهی برای سلامتی، بدون حذف هیچ عادتِ مخربی هست.
در واقع آنها همیشه، به “راه دَرّو”ها اعتقاد دارند.
پیروانِ راه دَرّوها معتقد به عدم پرداخت هزینه هستند،
درحالی که چرخ این دنیا بر صراط دیگری مستقیم است،
قوانین این دنیا طوری چیده شده که اطمینان حاصل کند که ما هیچگاه بیشتر از حق‌ِمان،
سالم تر،
موفق تر،
و از همه مهمتر خوشبخت‌تر نباشیم.
فرد ساده لوح مدام در پشت موفقیت‌های دیگران فاکتور شانس را می‌جوید،
پس او در ناخودآگاهش ناکامی و حسادت را تجربه خواهد کرد.
همه ما جهالت را تجربه کرده ایم، و نیز آن توّهمِ امینت را، و در گذارِمان به دانایی ابتدا با انباشتی از شَک و عدم اطمینان روبرو شدیم.

فرد عاقل، عاقلیِ برآمده از تنهایی و تفکر و درد، در پشت موفقیت دیگران، تَلَنباری از تقلاهای کوچک و بزرگِ آن فرد را خواهد دید‌‌، پس او در ناخودآگاهش شادی و تحسین را تجربه خواهد کرد.
انگار تعداد سادلوحان روزگار بیشتر شده، شاید هم سادلوحان فقط پرصدا ترند.

جهالت در آدمی توهمی ایجاد میکند، که بسیار واقعی می نماید، جهالت در آدمی بیش از دانایی احساس امنیت ایجاد می‌کند.

 رسانه های ما پُر است از راه درّوهای بی‌هزینه برای
جذابیت،
تندرستی،
موفیقت،
اول شدن،
خاص شدن،
پول‌دار شدن‌ و غیره.
گویی هدف ما در این دنیا این نیست که با همین توانایی‌ها، کاستی‌ها، جذابیت‌ها و دافعه‌هایمان، پیش برویم و شادی و غم و درد و لذت زندگی را بچشیم و در خلال این،

 به درکی عمیقتر و حقیقی‌تر از زندگی و خود برسیم.
ساده لوحان حسِ دلسوزیِ انسان عاقل را برمی‌انگیزند، چرا که آنها متوجه نمی‌شوند که
با زندگی باید دست‌ودلباز بود،

بهتر است دردهایش، لذایذش، زیبایی‌هایش، زشتی‌هایش، دافعه‌ها و جذابیتش را به جان خرید. بگذاریم اول هزینه هایش را بستاند و درس‌هایش را بدهد.
میتوانیم سادلوح باشیم و به درس‌هایش جاخالی بدهیم، عوارضش را پرداخت نکنیم،
اما در نهایت ما بازنده خواهیم بود.
می‌توانیم دست‌ودلباز باشیم و با او معامله‌های زیاد جوش بدهیم، معامله‌هایی از سرِ صداقت، با پرداخت تمام هزینه هایش، مطمعنا چیزی خواهیم ستاند که به‌درد ما خواهد خورد، به‌درد روح ما.

عاقلان می‌دانند که آگاهی معنوی هدفِ غایی است و در راه آن از پرداخت هیچ هزینه ای شکایت نمی کنند، راه درروها برایشان بی معنی است.
عاقلان دستو دلبازاند، آنها برنده بودن را در ستاندنِ چیزی، در ازای بهایش می‌دانند. این برای آنها یعنی رسیدن به “خویش استادی”.
گویی آنها سازوکار پشت پرده این دنیا را دیده اند.

متن: وحید بهروان

#Yektamashagar

دوست دارم نظر شما را بخوانم.

دوست دارم دیدگاهتان را بدانم.

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای ضروری با * علامتگذاری شده اند.

8 + = 17